مشهد_سایکلتوریست

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق     ساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم

به نام خدا

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

«از حریر کویر       تا حریم حرم»

گزارش طولانی ترین برنامه سایکلتوریست گروه دوچرخه سواری تیبا

به سلامتی و خدا را شکر به خوبی و خوشی برگزار شد. طی اعلام خبر قبلی و پیامک ارسالی (از حریر کویر تا حریم حرم) سفر از روز دوشنبه 24/1/94 آغاز و طبق برنامه تنظیمی پیش رفت و سرانجام روز شنبه 29/12/94 طی مدت شش روز ساعت 5 بعدازظهر به شهر مقدس مشهد رسیده و پس از شرکت در مراسم شب پایانی سال و همچنین مراسم تحویل سال در حرم ملکوتی آقا علی ابن موسی الرضا و دعاگویی شما دوستان و همراهان مجازی همان روز یکم به وسیله اتوبوس به اصفهان برگشتم.

امیررضا امینی

 

قسمت آخر گزارش سفر به مشهد مقدس با دوچرخه از راه کویر و رسیدن خدمت امام رضا

«لحظه رسیدن»

یا علی ابن موسی الرضا آمدم ولی قبلاً آمده بودم، رسیدم ولی قبلاً رسیده بودم.

بالاخره بعد از آنهایی که پرشتاب و پرگاز می آمدند و ازکنار من به سرعت می گذشتند من هم آمدم و من هم رسیدم.

من از همان زمانی که قصد سفر و قصد زیارت کرده بودم، درست یک سال پیش در کنار سفره هفت سین و هنگام تحویل سال و خواهندن دعای یا محول الحول و الاحوال، رسیده بودم. یا علی ابن موسی الرضا این بار من یک سال است که زائرت بوده ام و یک سال که روزانه سر نماز سلامت می دادم.

یک سال که برای رسیدن چنین روزی و آمدن خدمت شما دعا می کردم.

دعا می کردم خدایا به من توفیق بده تا لایق زیارت شما باشم. دعا می کردم به همراه کبوتران خدمت آن زائران بی زبان زائرت باشم. فرق بین من و آنانی که پرشتاب و پرگاز می آمدند این بود که اگرچه من چهارپنج روزی به ظاهر دیرتر رسیدم ولی از همان لحظه شروع حرکت خودم را در جوار صحن و سرای ملکوتی ات می دیدم و اذن ذخول می خواندم و در عالم خیال و رویا وارد حرمت می شدم و اول به درگاه دربانت و مریدت وارد شده و از آن شیخ بزرگ (شیخ بهایی) تذکره ورود به حضورت را می گرفتم و با کمال ادب وارد می شدم.

یا علی ابن موسی الرضا این بار من تنها نبودم و تنها نیامدم، خیل عظیمی از دوستدارانت و عاشقانت مجازاً مرا همراهی و همدلی می کردند و حضور خود را چه با فرستادن پیامک و چه با تماس تلفنی اعلام و ابراز می کردند، چه بسیار دوستانی که برای رسیدن من به مقصد، که همان حرم مطهرت می باشد دعا می کردنند و از خداوند متعال آرزوی به سلامت رسیدن من را خواستار بودند.

یا علی ابن موسی الرضا، شاید آنها از من زائرتر و مشتاق تر بودند، اول دعا و خواسته آنها را اجابت کن. ممنون دعا و خواسته من را که اجابت کردی و مرا به سلامت به پای بوسی ات رساندی.

باز هم ممنون و سپاسگزار خداوند باری تعالی هستم که مرا به آرزوی رسیدن به حضورت برای بار سوم با دوچرخه نائل کرد.

و سرانجام «شش روز در راه، به اذن یک لحظه نگاه»

در این لحظه یاد سفر پیاده از نیشابور به مشهد مقدس (سال 81) و شعری که علیرضا افتخاری در آلبوم «مست نگاه» خوانده بود  افتادم و باز زمزمه کنان می خواندم که:

مستم اگر من مست نگاهت / جز می عشقت باده نخواهم

ای همه جا لطف تو پشت و پناهم / در بگشا دلبرا خسته راهم

در بر خویشم نشان که بی قرارم / تاب فراق تو را دگر ندارم

گنج من است ای دوست چشم گهربارم / دستم اگر خالی است دیده پر دارم

شبی که از تو خبر گرفتم / به آسمان تو پر گرفتم

ز آتش نگاهت شرر گرفتم / به دیدن تو جان دگر گرفتم

«من از نسیم نفست ثمر گرفتم»

 

متن کامل گزارش را از اینجا دانلود کنید

عکس: